آنروزها بهار آرزوها کوتاه بود

به نام خدا

شروع می کنم با نام او

پروردگارا هیچ پروانه ای به نازکدلی تو نیست.

پروردگارا رحمت تو سپیده دم است و زیبایی تو نیایش آفرین!

من به شما قول می دهم خداوند به دست مبارک خود برای ما گل خواهد چید

و ما را به بام ملکوت خواهد برد تا منظره ی جهان را نگاه کنیم.

من به شما قول می دهم فردای قیامت همه ی ما با شدیدترین گریه ها

خود را به آغوش محبتش خواهیم انداخت.

و او همه ی ما را یکی خواهد کرد و با آن یکی در تنهایی ابدیت قدم خواهد زد.

چقدر مانده است به ملاقات پروردگار...

رودخانه رویا-احمد عزیزی

[ ۱۳٩۱/٥/۱۳ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ بنفشه بازیار ] [ نظرات () ]
امکانات وب